نامه ای به پسرم طاها
سلام شکلات مامان از این که حالت خوبه خیلی خوشحالم و همه ی تلاشم رو می کنم که به لطف خدا همیشه خوب باشی. پسر گلم از این که مامان و بابا رو اذییت نمی کنی اول از خدای مهربون و بعد از تو تشکر می کنم و حالا می خوام از کارهای با مزه ای که انجام میدی برات بنویسم. یه جغجغه داری که توش چراغ داره و روشن میشه ، وقتی شبا تو اتاق تاریک روشنش می کنیم ، چشمات رو گرد می کنی و بهش ذل می زنی . وقتی می خوای گریه کنی اول لب و لنچتو بازی میدی و بعد چند ثانیه شروع به گریه کردن میکنی و اگه شانس بیاریم و زود به خواستت جواب مثبت بدیم لب و لنچه ی آویزونت رو جمع میکنی و اروم میشی و بعدش می خندی و که اون موقع است که می خوام قورتت بدم. ...
نویسنده :
بابا
21:45


